اين چهار پزشك همه مصري بودند، و سه تاشان ــ جز ابن ناقد ــ در خدمت صلاحالدين بهسر ميبردند. اگر ابن ميمون و يوسف بن عقنين را به اينان بيفزاييم، درمييابيم كه در آن ايام، مصر يك مركز مهم پزشكي، و بيشتر يك مركز يهودي بود. بزرگترين اين پزشكان ابن جامع بود، كه شهرتش به پايهٴ علي بن رضوان در يك سدهٴ پيش، ميرسيد. لازم نيست بگوييم كه همهٴ اين يهوديان مصري به عربي مينوشتند.
5. سالرنو. رشد درخشان مدرسهٴ سالرنو در نيمهٴ اول سدهٴ دوازدهم، در نيمهٴ دوم، باز هم بهمرتبهٴ بالاتري رسيد. بيشك سدهٴ دوازدهم، بهويژه نيمهٴ دوم آن، عصر زرين طب سالرنو بود.
اين مساعي عالي، كه براي نخستين بار، طب عالم مسيحي را در همان سطح طب اسلامي و يهودي قرار ميداد، بر اثر جنگ وحشيانه مختل ميشد ــ سالرنو، گهوارهٴ طب اروپا، را امپراتور هانري ششم در 1193، ويران كرد. در ربع آخر سده، شاهد آغاز طب سالرنويي در آن سوي آلپ هستيم. ممكن است اين مهاجرت به يك اندازه ناشي از اوضاع مغشوش جنوب ايتاليا و جاذبهٴ مراكز خارجي باشد، مخصوصاً پاريس كه دانشگاهش تا آن زمان مانند مغناطيس نيرومندي شده بود.
اطلاعات ما دربارهٴ طب سالرنو پس از 1837، افزايش زيادي يافت، و اين هنگامي بود كه نسخهٴ بزرگي شامل سي و پنج رسالهٴ جداگانه در برسلاو كشف شد. اغلب اين رسالهها، و بسياري ديگر را كه با نسخههاي خطي فراواني معرفي شدهاند، با اطمينان كافي ميتوان به موٴلفان معيني نسبت داد. تعداد كمي از آنها ناشناس هستند، و معروفترين آنها آيين تندرستي نام دارد، كه خلاصهاي است از طب و بهداشت سالرنو به صورت منظوم، رايجترين كتاب طبي قرون وسطا، بوده است.
اين كتاب كوچك، جالب و عاميانه به صورت تحريرهاي لاتيني با تفصيلات مختلف به جريان افتاد (چون يك چنين اثري كاتبان را به الحاق و تحريف دعوت ميكرد)، و بهزبانهاي محلي زيادي ترجمه شد. عبارتهاي حكيمانهٴ آن همچون ضربالمثلهايي در خاطر جاي گرفت. در واقع، بسياري از پندهاي عاميانه كه معلومات بهداشتي يك فرد معمولي امروز را تشكيل ميدهد؛ بيآنكه خودش بداند، از اين منظومه اقتباس شده است. براي تجسم بهتر موضوع چند بيتي ازآن را نقل ميكنم.
پيوسته از سه پزشك بهرهمند شو؛ نخست دكتر آرامش، سپس دكتر شادابي، آنگاه دكتر پرهيز غذايي
خوراك فراوان شكم را بيشتر ميرنجاند، اگر ميخواهي خواب آرامي كني، شام سبك بخور1